دستی برای خورشید تکان دادم

اتصال مغز و صفحه کلید

پست دوازدهم

بعد از صرف شام بهناز و بهار در آشپزخانه مشغول شستن ظرف ها بودند و بهمن نیز برای آماده کردن برنامه درسی فردا به اتاقش رفته بود مهدی و مریم در کنار خانم و آقای الماسی در پذیرایی نشسته بودند و از چایی که ریحانه خانم آورده بود می نوشیدند مریم فرصت را مناسب دید تا در مورد بهار با آن ها صحبت کند روبه ریحانه خانم گفت: «واقعا ممنون خیلی زحمت کشیدید؛ ولی به قول مهدی، یه شب حتما باید تشرف بیارید تا ما هم در خدمتون باشیم.»

ریحانه خانم گفت: «این چه حرفیه این در برابر حال خوب بهار تو این یه هفته چیزی نیست.»

مریم نگاهش را بین ریحانه خانم و اقا الماسی چرخاند و گفت: «راستش میخواستم راجع به همون موردی 

دستی برای خورشید تکان دادم

نویسنده: بنت الهدا فتحی
ژانر: اجتماعی- اعتقادی
سبک: رئالیسم
زاویه‌ دید: دانای کل(سوم شخص)

خلاصه:
بهار دختری که موقع به دنیا آمدن به علت شرایط سخت زایمان دچار آسیب مغزی و بیماری اختلال یادگیری می‌شود که با توجه و همت مادر و حمایت‌های خانواده می‌تواند به موفقیت اجتماعی خوبی برسد؛ اما مخاطره اصلی زمانی رخ می‌دهد که بهار درگیر مفهومی به نام عشق می‌شود و می‌خواهد آن را تجربه کند...
Designed By Erfan Powered by Bayan