دستی برای خورشید تکان دادم

اتصال مغز و صفحه کلید

پست یازدهم

مریم طی صحبت هایی که با بهار داشت و برگه پر شده، فهمید که حدسی که زده، درست بوده و باید با خانواده او راجع به حدس خود و راه حلش صحبت کند. بعد از پایان صحبتشان از بهار خواست که به داخل بروند. با ورود به خانه متوجه شد که آقای الماسی و پسرش در پذیرایی نشستند. رو به بهار گفت: «مثل اینکه پدر و برادرت خونه هستند. میشه اول تو بری داخل و  کیف من و برام بیاری؟»

بهار گفت: «الان میارم.»

دستی برای خورشید تکان دادم

نویسنده: بنت الهدا فتحی
ژانر: اجتماعی- اعتقادی
سبک: رئالیسم
زاویه‌ دید: دانای کل(سوم شخص)

خلاصه:
بهار دختری که موقع به دنیا آمدن به علت شرایط سخت زایمان دچار آسیب مغزی و بیماری اختلال یادگیری می‌شود که با توجه و همت مادر و حمایت‌های خانواده می‌تواند به موفقیت اجتماعی خوبی برسد؛ اما مخاطره اصلی زمانی رخ می‌دهد که بهار درگیر مفهومی به نام عشق می‌شود و می‌خواهد آن را تجربه کند...
Designed By Erfan Powered by Bayan